بانو سکینهی آغازی شاعر، ادیب و فعال فرهنگی، فرزند حاج میرزا حسینخان و صاحب جان در سال هزار و دویست و شصت هجری شمسی در خاندان ابراهیمی ارسنجان چشم به جهان گشود. بانو سکینهی آغازی خواهر میرزا محمود خان آغاز و میرزا مصطفی خان انجام ارسنجانی و «… از زنان فاضله و معارف پرور معاصر و مادر شاعر فاضل معاصر آقای دکتر مهدی حمیدی است». سکینهی آغازی اهل شعر و شاعری بوده، اما متأسفانه تاکنون هیچ شعری از او منتشرنشده و از دید ما نگذشته است.
«شادروان سکینه عفت آغازی مادر دکتر مهدی حمیدی شاعر، در سال ۱۳۳۹ ه . ق بنا به تشویق مرحوم رحمت رییس معارف در خانهی خود مدرسهای چهار کلاسه برای دختران تأسیس کرد ولی تأسیس آن مدرسه در مردم هیجانی پدید آورده بود که با حمایت معارف و استقامت مدیر آن برطرف شد و مدرسه با کمال نظم به حیات خود ادامه داد.
در سال ۱۳۰۳ خورشیدی در اثر جدیت حاج سید محمد سلطانی(سلطان العلماء) رییس معارف فارس آن مدرسه دولتی شد و کلاسهای پنجم و ششم را دایر نمود و در سال ۱۳۰۴ تعداد ۱۲ نفر داوطلب در امتحانات نهایی خرداد شرکت کردند و همگی قبول شدند. و این نخستین بار بود که داوطلبان مدرسهی دخترانه در امتحانات نهایی شرکت میکردند».
بدین ترتیب سکینه ی آغازی که خود از زنان فاضله و شاعره ی دیار فارس است به عنوان یکی از مهم ترین شخصیت های فرهنگی به خصوص حقوق زنان در تاریخ این سرزمین به شمار می رود. او بود که باعث شد دختران برای اولین بار پا به مدرسه بگذارند و در راه کسب علم و معرفت گام بردارند.
بانو رباب متین الدوله ی اشرف خواهر بانو سکینه ی آغازی ارسنجانی نیز از تحصیل کرده های آن دوران بود که مدتی بعد از تأسیس مدرسه ی دخترانه توسط خواهرش، مدیریت یکی از مدارس دخترانه ی شیراز را در محله ی سنگ سیاه به عهده می گیرد. در حال حاضر اطلاع چندانی درباره ی این بانوی فرهنگی در دست نیست.
یکی دیگر از زنان فاضله ی فارس که ریشه در خاک ارسنجان (روستای قلات خوار) دارد خانم بتول مارشال پیرغیبی (پروین) دختر مرحوم قره خان ارسنجانی ست که در سال ۱۲۸۲ خورشیدی پلک از هم برداشت. خانم پیر غیبی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی دبستان دخترانه ی دوشیزگان پهلوی را در شیراز تأسیس کرد و سال ها مدیر آن بود. وی در سال ۱۳۲۸ خورشیدی امتیاز روزنامه ی ستاره ی جنوب را رقم زد و چند سال آن را منتشر کرد.
دانشسرای مقدماتی شیراز را در سال ۱۳۲۲ به پایان رسانیده است، زبان های انگلیسی و تازی را فرا گرفته، در هنرهای دوزندگی و گلدوزی و خانه داری نیز دست دارد… از آروزها و آرمان های ادبی و اجتماعی او این است که ایران زمین آباد و مردم آن از این بی چیزی و تنگ دستی که امروز دامن گیرشان شده است رهایی یابند. زبان و ادبیات فارسی شکوه دیرین خود را بازیابد. ایرانی ، با ادب دوستی و تشویق سخنوران و نویسندگان ، زمینه ی چنین پیشرفتی را به نیکوترین روش فراهم آوردند. این بانوی سخن ور سال هاست به فرهنگ کشور خدمت می کند. شاید بیست سال باشد که مدیریت دبستان دولتی دوشیزگان پهلوی را شیراز به عهده دارد. و دو سال است که کلاس سالمندان را نیز سرپرستی می نماید.پروین شعرهای بسیاری تا این زمان گفته است: چکامه، مثنوی، قطعه سروده و درباره ی رویدادهای روز چکامه بسیار ساخته. هرچند دیوان او هنوز به چاپ نرسیده، مگر گزیده ی اشعارش به نام «آیینه ی روزگار» و برخی از سروده های او به ویژه چکامه-هایش منتشر گردیده، نوشته هایی هم دارد مانند کتاب اسرار تاریخ فارس که هنوز پایان نیافته است.
پروین سال ها در انجمن ادب فارسی و انجمن قلم و جلسات کانون دانش پارس شرکت می کرد. وی روز پنجشنبه، چهارم شهریور ۱۳۶۱ خورشیدی در شیراز پلک برهم گذاشت و در جوار آرامگاه شاداعی الله به آغوش خاک سپرده شد. همسر وی ارباب رستم مارشال پیرغیبی «در زمان احمدشاه برای فراگیری درس حسابداری از کرمان به شیراز رفت و در آنجا با رشادتی که برای نجات جان دو آلمانی به خرج داد از سوی افسران آلمانی، فرنام (لقب) «مارشال» گرفت.
بعدها در زمان رضاخان که سجلد یا شناسنامه صادر میکردند و ایرانیها کمکم شناسنامهدار شدنداین فرنام، به فامیلیاش در شناسنامه افزوده شد. رستم مارشال پیرغیبی در شیراز به شغل حسابداری مشغول بود و پس از آن به ریاست چاپارخانهی شیراز رسید. در واپسین سالهای زندگی، حسابرس و مباشر نخستین شرکت صادرات ایران که بنیانگذارش آقا صاحب نمازی بود، شد.
او همهی عمر را در شیراز ماند و در آنجا با بانوی سرایندهای که بعدها به نام «پروین مارشال پیرغیبی»، نامور شد، وصلت کرد. «پروین مارشال پیرغیبی»، بنیانگذار و مدیر دبستان دوشیزگان پهلوی و پایهگذار روزنامهی ستارهی جنوب در شیراز بود. کتاب شعری با عنوان «آیینه روزگار» هم از او در سال ۱۳۷۵ در تهران به چاپ رسیده است. رستم مارشال پیرغیبی در سال ۱۳۲۶ در ۵۲ سالگی در پی بیماری سرطان درگذشت و به دستور فرنشین مجلس شورای ملی وقت، سردار فاخر حکمت، در ظهیرالدوله به خاک سپرده شد».
در سال ۱۳۰۳ خورشیدی شاعر و دانشور فرزانه، مرحوم ناصرالدین خان سالار که از شخصیت-های بزرگ و رجال معروف حکومت فارس بود، خانه ی شخصی خود را به اداره ی معارف واگذار و اولین مدرسه را به نام مدرسه ی «اهلی» در ارسنجان تأسیس کرد. این حرکت ناصرالدین خان، سرآغاز تحول علم و فرهنگ نوین در ارسنجان بود. اما در این مدرسه تنها پسران مشغول به تحصیل بودند. مدتی بعد با پیگیری عده ای از اهالی و بخشداری ارسنجان رئیس معارف و اوقاف فارس طی نامه ی زیر موافقت خود را با تحصیل دختران اعلام کرده و از استانداری هفتم (فارس) تقاضا می کند تا زمینه ی لازم جهت تشویق اهالی ارسنجان برای فرستادن دختران به دبستان فراهم آورد.
حاج ملا محمد شفیع ارسنجانی متخلص به ” آثار ” و ملقب به ” اشرف الکتاب ” فرزند ملا علی عسکر ارسنجانی فارسی ، شاعر ، ادیب و خوشنویس ماهر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری قمری است. در سال ۱۲۵۳ ه. ق. در خانواده ای ادیب و هنرمند در ارسنجان فارس به دنیا آمد و در آن دیار علم و ادب آموخت. پدر و برادرانش از خوشنویسان نامدار آن خطه بودند. او نزد پدر به مشق خط پرداخت و در خطوط گوناگون ( تعلیق ، رقاع ، نسخ ، ثلث ، نستعلیق ، و شکسته ) مهارت یافت. او از سر استغنا از خلق ، انزوا پیشه کرد و اغلب اوقات خود را به کتابت قرآن کریم و ادعیه و زیارات گذرانید و بیش از چهل نسخه از قرآن مجید را کتابت کرد. تذکره نویسان او را در خط نسخ هم ردیف احمد نیریزی دانسته اند. در شعر نیز صاحب ذوق و قریحه بود و طبعش به سرودن غزل مایل بود. و در مدح و مرثیه چهارده معصوم نیز اشعاری سرود. متاسفانه از اشعارش جز چند بیتی در تذکره ها چیزی باقی نمانده است . در نقاشی و چهره سازی هم دستی داشت و گاه نقاشی می کرد. و در حسن خلق و فروتنی زبانزد خاص و عام بود. وی سرانجام در سال ۱۳۳۳ ه. ق. درگذشت و در کنار مزار پدرش در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
آثار خوشنویسی :
– کتابت ” قران کریم ” به خط نسخ و رقاع و خواص قرآن به خط نستعلیق که در سال ۱۲۹۱ ه. ق. کتابت شده و در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.
– یک قطعه خوشنویسی به خط نسخ و شکسته و نستعلیق خوش که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.
– یک قطعه خوشنویسی به خط ثلث و نسخ و رقاع و تعلیق و شکسته و نستعلیق که در سال ۱۲۹۱ ه. ق. کتابت شده و در مجموعه شخصی مرحوم مهدی بیانی موجود بوده است.
– مجموعه ادعیه ، به خط نسخ و رقاع خوش که در حدود ۱۳۱۰ ه. ق. کتابت کرده است. و خطوط نسخ آن به قلم میرزا نصرالله شیرازی است. این جلد نسخه نفیس را محمود مذهب باشی شیرازی تذهیب و تشعیر نموده است.این اثر در کتابخانه ملی ملک در تهران موجود است واز روی این اثر کتاب ” ضیافت ” زیر نظر حسین عابدی و با مقدمه سید مجتبی حسینی در سال ۱۳۹۲ ه. ش. در ۳۶۰ صفحه چاپ و منتشر شده است.




اشیای تاریخی، حامل بار اطلاعاتی بسیاری هستند که برای افراد معمولی جامعه، ارزشمند نیستند اما برای یک باستان شناس و یا مورخ تاریخ، بسیار حائز اهمیت می باشد. یک استخوان تاریخی، یک تکه پارچه پوسیده شده از هزاران سال پیش و یا در مورد بنا، یک تل باستانی، جنبه زیبایی و هنری خاصی ندارند بلکه دارای یک قدمت تاریخی می باشند که می توان با استفاده از علم روز، و بکارگیری دانش، اطلاعات بسیاری از دوران تاریخی را بیرون کشیده و دانش تاریخی بشر را افزایش داد. اشیا یافت شده در شهرمان اطلاعات زیادی از شیوه زندگی و فرهنگ قدیم به ما میدهند نوشته ذیل در خصوص یکی از قدیمی ترین شیوه شادی در مراسمهای آیینی و یا عروسی در ارسنجان است.
به سال ۱۳۳۲ ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنیها، از « تل تیموران» ظرفهای گلی نقش و نگارنداری از سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد ۳۴۰۰] سال قبل[ پیدا شد كه از میان آنها ، نگاره دو ظرف سفالین شكسته ،ازدیده زمینه این گفتار، شایسته بررسی است.
در دور دهانه و تنه خمره گلی با خطهای متوازی و نگارههای دیگر آرایش یافته است، درلای خطها، جابجا مجالسی ازیك گونه رقص سه نفری نگاشته شده كه از دیده چگونگی قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كاسی»هاست.
برتری كه نگاره این سفالیه بر نگارههای دیگردارد، دراینست كه در اینجا برخلاف رقصهای دسته بند دیگر، كه در تشكیل حلقه یا ردههای آنها،گروه فراوانی هم بازی می داشتهاند – تنها سه تن بازو افكنده در یك رده سه تایی به رقص و پایكوبی برخاستهاند و این گذشته ازاینكه ازخود نگاره پیداست،از چگونگی دست و بازوی دو تن رقصنده كه در این سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن می شود،زیرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكمیل رده رقص می باشد.
همانند و همزمان نگاره این ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا درلبه بیرونی آن، پیكره رقص دو تن با همین شیوه نگاشته شده، لیك دراین یكی، چون رثصندگان با خطهای موازی دور ظرف تلاقی كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداری كرده با ساده كردن آن، جنبه آرایشی مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستین نگاه نمی توانستیم دریابیم كه آن گوشههای شطرنجی پیكر آدمی را نشان می دهد.
ازبررسی نگارههای این دو ظرف از « تل تیموران» ، چنین بدست می آید كه گذشته از رقصهای « دسته بند» و « تكی» كه پیش از این یاد آها كردیم،گونههای دیگری ازرقص در ایران زمین بوده است كه در آن رقصندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو یا دست در دست هم انداخته ، به پایكوبی برمی خاستند، و نیز بگواهی نگارههای این سفالینهها، شماره ردهسه تایی و دوتایی در یك مجلس رقص، بیش از یكی دو تا بوده است و در این رقصها اگر چه از نگارهها چیزی فهمیده نمی شود- شاید درهر رده سه تایی: یك مرد و دو زن یا دو مرد و یكزن، و دررقصهای دوتایی: یك مرد و یك زن یا دو مرد یا دو زن با هم می رقصیدند.


